سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

sun art

نظر

میان هم همه ها کسی نشسته در باد میان انزوا از پس کوچه با رد پای کمی با تردید یا چند قدم به جلو یا چند قدم به عقب 

چه میشود گفت این یا خاطره هست یا تصمیم 

یادم نداده اند یادم نداده اند بانم یا بگریزم 

تصمیم بگیرم یا نگیرم

هر انچه بر من گذشت به تلخی یا شیرینی گذشت 


نظر

این عادلانه نیست

مرا نخواهند برد مرا که مشتاقانه در انتهای کوچه تردید ایستاده ام گاهی سرک میکشند اما وقتی میدوم سمت انتهای سنگ فرشهای خیس کوچه همه چیز بن بست میشود نگاه او صدای او خنده او وتردید این سخت شکنجه میدهد مرا این سخت میشکند بال وپرم من سخت فریاد میزنم این عادلانه نیست